«سویچیرو هوندا» یک مکانیک بود که پس از کار کردن در آرت شوکای با تکیه بر اراده و فعالیت فردی توانست رینگ پیستون های مختص خود را در سال ۱۹۳۸ تولید کند. او سعی کرد آنها را تویوتا بفروشد در حالیکه اولین طرح وی از طرف آنها رد شده بود. پس از دو سال مطالعه و کار بیشتر بر روی طرح خود، هوندا توانست با تویوتا قراردادی منعقد نماید.

همکاری او با تویوتا تا جنگ جهانی دوم ادامه داشت، ولی در جنگ پیستون تولیدی هوندا کاملا از بین رفت. پس از جنگ سویچیرو با باقیمانده بازار خود در ژاپن یک کمپانی جدید بنا کرد. با وجود مشکلات شدید مالی، به دلیل نیاز شدید در آن زمان به وسایل حمل و نقل، هوندا با اتصال یک پیشرانه ساده به بدنه یک دوچرخه، یک وسیله ارزان قیمت و بسیار اولیه موتوری را تولید کرد. وی نام کمپانی خود را «هوندا گیکن کوگیو کابوشی کایشا» به معنی کمپانی تحقیقاتی هوندا نهاد.

با وجود اسم پر مصما و پر آب و تاب آن، اولین محصولش یک کابین کوچک و ساده چوبی بود و در واقع چیزی بیشتر از یک دوچرخه موتوردار عرضه نمی کرد. کمپانی رسمی موتوری هوندابه نام و بطوری رسمی در ۲۴ سپتامبر ۱۹۴۸ در ژاپن بنا شد. هوندا در ادامه کار خود تولیدات قایق موتوری و موتور سیکلت آغاز کرد و بدین ترتیب مشکلات مالی ناشی از جنگ را روز به روز برطرف نمود. اولین موتور سیکلت هوندا که برای فروش عرضه شد A-Type در سال ۱۹۴۷ (یک سال قبل از تاسیس رسمی کمپانی) بود.

البته اولین موتور سیکلت تکامل یافته هوندا در سال ۱۹۴۹ روانه بازار شد که Dream D-Type نام داشت. سال ۱۹۵۸ سال تاسیس کمپانی آمریکایی هوندا بود. و یک سال بعد اولین محصول خود یعنی هوندا C100 Super Cub را وارد بازار کرد. این مدل با حدود ۳۰ میلیون دستگاه فروش، رکورد بهترین فروش تاریخ وسائط نقلیه را به خود اختصاص داد.

 

 

کمپانی هوندا در سیر تکاملی خود و در طی موفقیت های چشمگیر در عرصه موتور سیکلت سازی، شانس خود را در اتومبیل سازی نیز امتحان کرد. در اوایل سال ۱۹۶۰ اولین نمونه های اتومبیل جاده ای هوندا تولید شد. البته بیشتر بر مبنای بازار ژاپن بود. اولین محصول اتومبیلی هوندا مدل T360 در سال ۱۹۶۳ و در واقع یک بارکش کوچک در چهار فرم متفاوت بدنه بود که با یک پیشرانه ۳۶۰ سی سی و با ۳۰ اسب بخار قدرت تولید می شد.

دو ماه بعد اولین محصول رسمی هوندا با عنوان S500 ساخته شد که یک رودستر ۲ درب با یک پیشرانه ۴۹۲ سی سی بود که با ۴۴ اسب بخار قدرت و با خط قرمز جالب ۹۵۰۰ دور در دقیقه با یک گیربکس ۴ دنده عرضه گردید. آقای هوندا تجربه و دانش وسیع خود را در زمینه موتور سیکلت به کار گرفت و در تولید اتومبیل های خود تا حد زیادی مورد استفاده قرار داد. بعدها تلاش های بسیاری برای بازاریابی در آمریکا و کانادا صورت پذیرفت. البته اتومبیل های کوچک هوندا که بیشتر برای ژاپنی ها طراحی شده بود، در بازار غرب چندان مورد استقبال قرار نگرفت، ولی بعدها آکورا ( اتومبیل های پیشرفته هوندا که با این مارک در آمریکای شمالی و چین عرضه می شود) تحولی در تولید اتومبیل های لوکس هوندا ایجاد کرد. در سال های اخیر تاکید هوندا بر سیستم امنیتی و توسعه این امکانات بوده است. برای سال ۲۰۰۷ هوندا در صدد گسترش بخش های استاندارد امنیت در حد خودروهای روز آمریکای شمالی بوده و در این زمنیه کیسه های هوای روبرو، کیسه های هوای طرفین و ترمزهای ضد بلوکه را در مدل های جدید خود منظور کرده است.

 

شعارهای تبلیغاتی هوندا

•مشتری و جایگاه والای وی در نزد هوندا
مشتری جایگاه والائی دارد. واژه‌ی کامی  ساما را برگزیدند تا شأن مشتری را یادآور شوند. کامی  ساما یعنی خدا نگاه می‌کند. شعار مشتری همیشه پادشاه است.
•متفاوت بودن، مشتری سالاری، خدمات خوب
•خدمات را پیش از فروش  بایدآغاز کرد

 

ورود هوندا به آمریکا
داستان ورود هوندا به امریکا شنیدنی و خواندن است. گروهی از زبده‌ترین کارشناسان، بررسی بازارهای خارج از کشور را در سال ۱۹۸۵ بر عهده گرفتند. نتایج گروه کارشناسی تأیید کرد باید از بازار امریکا صرفنظر کرد، کالای ژاپنی در آسیای جنوب‌شرقی مورد پذیرش است، اقبال برای فرآورده‌های هوندا در این بازار نیز چندان قابل ملاحظه نخواهد بود.

هوندا گزارش مزبور را تأیید کرد اما با آن مخالفت ورزید. رفتار هوندا مهربانانه بود اما در برابر ناسنجیدگی‌ها تاب نمی‌آورد. انتظار نزدیک‌بینی اطرافیان را نداشت. رعدآسا می‌غرید، خشمگین می‌شد و فریاد می‌زد. هوندا بر روی بازار امریکا تأکید کرد. این بار نیز استدلال خودش را داشت. موانع را می‌دید، تلاش گروه کارشناسی را می‌پذیرفت اما با تصمیم آنها مخالفت جدی کرد. می‌دانست دشواری‌های ورود به بازار آمریکا انکارناپذیر است. با وجود این با صلابت تأکید ورزید: پیش از آنکه جائی دیگر برویم باید در بازار امریکا نفوذ کنیم. می‌گفتم اگر کوشش‌ها در امریکا به ثمر نرسید، با تجدید سازمان‌دهی دوباره آغاز می‌کنیم. اگر توانستیم در امریکا و بازارهای آن وارد شویم، در هر جای دیگر می‌توان به موفقیت رسید.

هوندا خردورزانه عزم مدیران و کارشناسان را برای ورود به بازار امریکا جلب کرد. مانع بعدی هوندا دولت ژاپن بود. دولت با درخواست سرمایه‌گذاری پس از پنج ماه موافقت کرد. نبود چشم‌انداز آینده‌نگر در دولت عاملی بود که با درخواست هوندا مبنی بر یک میلیارد سرمایه‌گذاری مخالف شود. وزارت دارائی ژاپن با خروج ۲۵۰۰۰۰ دلار سرمایه‌گذاری هوندا موافقت کرد

•نخست مذاکره‌ی با یک شرکت معتبر قدیمی امریکائی برای توزیع و فروش موتورسیکلت در سال ۱۹۵۸ مطرح شد. پیشنهاد ارسال و فروش ۷۵۰۰ دستگاه موتورسیکلت را شرکت امریکائی رد کرد

دریافتند فروش امریکائی برای تولیدات هوندا ناکارآمد است. بدین‌رو ژاپنی‌ها مصمم شدند سیستم پخش را در امریکا خود برعهده بگیرند. تحقیقات برای بازارشناسی امریکا یک اولویت جدی بود. نتایج نشان داد مجموعاً ۴۵۰۰۰۰ موتورسیکلت به ثبت می‌رسد، ۶۰/۰۰۰ موتور سیکلت از اروپا وارد می‌شود، فروشندگان به‌صورت امانی معامله می‌کنند، خرده‌فروشان تسهیلات مالی لازم را برای مصرف کننده مهیا می‌کنند، خدمات پس از فروش ضعیف است.

 

 تبلیغات پا به میدان گذاشت

فعالیت تبلیغاتی محدودی در سال ۱۹۵۹ با دو منظور آغاز شد. آگهی‌های کوچک در مجلات ویژه‌ی خرید و فروش درج شد. خوانندان آگهی به فروشندگان محلی مراجعه می‌کردند تا از این نوع موتورسیکلت آگاه شوند. فروشندگان محلی با شنیدن تقاضای خوانندگان در جستجوی مشخصات موتورسیکلت برآمدند

 

هوندادر نظر امریکائی‌ها زیبا جلوه کرد. مدیران بازاریابی و فروش به نمایشگاه‌های اتومبیل مراجعه کردند تا به مدت دو هفته سوپرکاب در گوشه‌ای از نمایشگاه جا گیرد. پس از دو هفته وقتی به سراغ نمایشگاه‌ها رفتند دریافتند پیش‌بینی اخیر آن درست است. صاحبان نمایشگاه برای معامله‌ی تعدادی سوپرکاب پیشنهاد خرید دادند. هوندا در این زمان توجه اساسی خود را به بخش خدمات معطوف کرد.

فلسفه‌ی هوندا بر آن بود که خدمات خوب، کلید موفقیت درازمدت است. در نبود سیستم پخش لوازم یدکی، قطعات با هواپیما از ژاپن به امریکا ارسال می‌شد. فروشندگان در کوتاه‌مدت با بهره‌مندی از خدمات خوب هوندا، بر اعتبار شرکت افزودند. حالا دیگر آوازه‌ی هوندا برای نمایندگان فروش افتخارآفرین بود. ۵۰۰ نماینده‌ی فروش در سال ۱۹۶۱ توزیع و فروش وسیع هوندا را برعهده داشتند. زمانه تغییر کرده بود. پیشتر نسلی با موتورسیکلت سر و کار داشت که با آچار به جان موتور می‌افتاد. حالا دانش‌آموزان، وکلا، کارمندان و زنان علاقه داشتند از وسیله‌ای ارزان و سبک استفاده کنند. هوندا به فکر این مشتریان انبوه و تازه بود. شعار تبلیغاتی هوندا در این زمان چنین بود ”دقیق‌ترین اشخاص با هوندا به وعدگاه می‌روند“.

هوندادر نظر امریکائی‌ها زیبا جلوه کرد. مدیران بازاریابی و فروش به نمایشگاه‌های اتومبیل مراجعه کردند تا به مدت دو هفته سوپرکاب در گوشه‌ای از نمایشگاه جا گیرد. پس از دو هفته وقتی به سراغ نمایشگاه‌ها رفتند دریافتند پیش‌بینی اخیر آن درست است. صاحبان نمایشگاه برای معامله‌ی تعدادی سوپرکاب پیشنهاد خرید دادند. هوندا در این زمان توجه اساسی خود را به بخش خدمات معطوف کرد. فلسفه‌ی هوندا بر آن بود که خدمات خوب، کلید موفقیت درازمدت است. در نبود سیستم پخش لوازم یدکی، قطعات با هواپیما از ژاپن به امریکا ارسال می‌شد.

فروشندگان در کوتاه‌مدت با بهره‌مندی از خدمات خوب هوندا، بر اعتبار شرکت افزودند. حالا دیگر آوازه‌ی هوندا برای نمایندگان فروش افتخارآفرین بود. ۵۰۰ نماینده‌ی فروش در سال ۱۹۶۱ توزیع و فروش وسیع هوندا را برعهده داشتند. زمانه تغییر کرده بود. پیشتر نسلی با موتورسیکلت سر و کار داشت که با آچار به جان موتور می‌افتاد. حالا دانش‌آموزان، وکلا، کارمندان و زنان علاقه داشتند از وسیله‌ای ارزان و سبک استفاده کنند. هوندا به فکر این مشتریان انبوه و تازه بود. شعار تبلیغاتی هوندا در این زمان چنین بود ”دقیق‌ترین اشخاص با هوندا به وعدگاه می‌روند“.

حالا دانش‌آموزان، وکلا، کارمندان و زنان علاقه داشتند از وسیله‌ای ارزان و سبک استفاده کنند. هوندا به فکر این مشتریان انبوه و تازه بود. شعار تبلیغاتی هوندا در این زمان چنین بود ”دقیق‌ترین اشخاص با هوندا به وعدگاه می‌روند“. بهار سال ۱۹۶۳ هزینه‌ی تبلیغاتی هوندا ۵ میلیون دلار بود. کار تبلیغ موتورسیکلت‌های کوچک و بزرگ هوندا به گونه‌ای بود که بر هیچ‌یک از مصرف‌کنندگان تأثیری ناخوشایند نگذارد. در آگهی‌ها افرادی از طبقه متوسط نشان داده شدند که سوار بر هوندا هستند. این آگهی‌ها بر روی قشرهای وسیعی از جامعه‌ی مصرف کننده‌ی امریکائی تأثیر گذاشت

فکر جستجوگر و خلاق سویی شیروهوندا، آهنگرزاده روستاهای ژاپن آنقدر عالی بود که شاید آدمی می توانست از همت بلند او دریابد که پس از ترک تحصیل دبیرستان بتواند طی مدت ۱۲ سال بزرگترین کارخانه موتورسیکلت‌سازی جهان را داشته باشد. اما شاید خود او نیز از همان ابتدا به فکرش نیز خطور نمی کرد که بتواند با ورود از دنیای موتورسیکلت‌سازی به عرصه تخصصی خودروسازی، در میان غولهای خودروساز جهان سربرآورد و در مقام هفتم سرفرازانه بایستد.
زمانی که به همراه شریک مبتکر تجاری خود فوجی ساوا اولین خودروی هوندا را در آمریکا طراحی و عرضه کرد، تصور این امر مشکل بود که این شرکت تا دو دهه قبل از آن اساسا هیچگونه خودرویی تولید نکرده است. اما نبوغ فنی و مهندسی هوندا در کنار استعداد بازاریابی و توزیع فوجی ساوا چنین امکانی را فراهم آورد و شرکتی را به جهانیان معرفی کردند که بیش از نیمی از کارکنان آن، هم اینک در آمریکا به موتورسیکلت‌سازی و خودروسازی مشغول هستند و در سال ۲۰۰۸، کارخانه خودروسازی دیگری با ظرفیت ۲۰۰ هزار خودرو در سال در آن کشور افتتاح خواهدکرد.
رسیدن به قله کوه موفقیت و پیشرفت، هدف هوندا بود که با تلاش و همت و سخت کوشی بدان دست یافت. زمانی که هوندا، تنها با شش نفر اولین نمایندگی خود را در کمال صرفه‌جویی و آزادمنشی و آینده‌نگری در آمریکا دایر می‌کرد، شاید یکی از آموزه‌های فرهنگی آن کشور پشتیبان معنوی آنها بود: هر چیزی با ارزش و گرانبهاست و اتلاف آن گناه است. (MOTTAINAI)
 

اهداف شرکت هوندا عبارت است از:
– توجه و پاسخ دادن به نیازهای اجتماع؛
– درک، توافق و تعهد و مشارکت کارکنان؛
– به کارگیری مناسب منابع؛
– بیشینه کردن منافع بالقوه؛

 

 

چشم انداز و مأموریت

شرکت هوندا چشم انداز خود را چنین تعریف کرده است: جامعه در اثر رهبری اجتماعی هوندا بهتر خواهدشد. مأموریت هوندا نیز عبارت است از: رفاه و غنای اجتماعی، اقتصادی و آموزشی جوامع از طریق مشارکت فردی و همکاری جمعی.

 

 

کارکنان

. برای استمرار این پیشرفت‌ها ادعا کردند شرکت هوندا متعلق به خانواده‌های آنها نیست. بدین ترتیب شرکت هوندا به شرکت سهامی عامل تبدیل شد. حالا دیگر کارکنان شرکت، خود را در موفقیت‌های شرکت سهیم می‌دانستند، بهره‌ی مادی آن نیز نصیب‌شان می‌شد. انگیزه‌ای که در سطوح گوناگون تولید، حفظ کیفیت، فروش، ارائه‌ی خدمات، آنان را مشتاقانه برانگیخت با دل و جان کار کنند.

هنگامی که در ۱۹۷۹، هوندا اولین کارخانه خود را در آمریکا بنیاد نهاد، اولین شرکتی بود که مستقیما نیروهای آمریکایی را به استخدام خود درآورد. هم اکنون از ۱۶۷ هزار نفر کارکنان شرکت، بیش از ۱۰۰ هزار نفر در آمریکا در حوزه موتورسیکلت و خودروسازی فعالیت دارند. ۲۷ هزار نفر از این افراد در حوزه تحقیق و توسعه مشغول هستند.

 
فروش

هوندا هم اکنون هفتمین شرکت بزرگ خودروسازی دنیا محسوب می شود. در سال ۲۰۰۵، ۳/۴۳۶/۱۶۴ دستگاه خودرو یعنی ۳/۵ درصد تولید کل جهانی به هوندا اختصاص داشت. هوندا، پس از جنرال موتورز، تویوتا، دایملر کرایسلر، فورد و فولکس واگن، هفتمین خودروساز جهانی است که شرکتهای نیسان، پژو، هیوندا، فیات، ب‌ام‌و، رنو، ولوو و سوزوکی را پشت سر خود دارد. هوندا با فروش حدود ۹۵ میلیارد دلاری و سود خالص ۵ میلیارد دلاری در رتبه ۳۱ پانصد شرکت برتر جهانی قرار گرفته است.

مقایسه کنید تا به نبوغ هوندا پی ببرید. ۲۴ میلیارد دلار درآمد تخمینی شرکت هوندا در سال ۱۹۸۸ بود. شرکتی با ۶۶ کارخانه در ۳۵ کشور آسیائی، اروپائی و امریکائی فرآورده‌های برتر خود را با قیمت مناسب و خدمات پس از فروش تولید و عرضه می‌کرد.

۳۲ دلار کل مبلغ سرما‌یه‌گذاری این شرکت در سال ۱۹۴۸میلادی برای خرید وسایل بود. شرکتی که با این بودجه، موتورهای مازاد زمان جنگ را خریداری و بر روی دوچرخه نصب می‌کرد تا وسیله‌ی حمل و نقل ارزان در اختیار عموم قرار دهد.